Mehr-Ban
 

New Page 2

» مهر-بان >> وطنم...

در سیاهی تن خسته ی راه

می رویم از پی هم تا فردا

تا هر آنجا که رخ ترس ببازد رنگش

تا همانجا که بود اخگر مهر افروخته

من ندانم که کنارم تن کیست

و ندانم که در این گوی نبرد

دوست که و دشمن کیست

همه جنگ افزارم قلب من است

که پر از زخمه ی ویران وطن است

من به استادگی پای خودم در راهم

نه به کورانه عصای

وطنم پای من و قلب من و جان من است

ای سپنتا فرجام

شرف اندوده هدف، آزادی

من و ما در پی تو بهر وطن می تازیم

تا ز این خانه ی ویران بسازیم ایران

1388/11/02 | |

» من کیم ؟
من کیم؟

شاید شاعرم

نه مطمئن نیستم

قلم روح من٬ جز این کلمه عجیب٬چیزی نمی نویسد:

" دیوانگی"

پس شاید نقاشم

نه ٬ این هم نیستم

 تخته شستی روح من٬ جز یک رنگ ندارد:

"شوریدگی"

پس لابد نوازنده ام

اینهم نه!

بر شستیهای پیانو روح من٬ جز یک نت نیست:

"دلبستگی"

پس چیم من؟

ذره بینی بر دلم می نهم

تا به مردم نشانش دهم

کیم من؟

دلقک روح خودم!

*آلدو پالاتسسکی - از کتاب آتش افروز. ترجمه نادر نادر پور

1387/07/26 | |

۱